فصل دوم : ملاحظات نظری
2-1 تعزیه
تعزیه در لغت به معنای سوگواری، همدردی، تسلیت و برپایی مراسم عزاداری بر گذشتگان است. اما در اصطلاح نوعی نمایش است که براساس قصه ها، روایت و مصائب خاندان پیامبر و به ویژه واقعه کربلا شکل گرفته است.
اما نباید از خاطر ببریم که خلاف معنای لغوی تعزیه که غم انگیز بودن را در خود دارد در معنای اصطلاحی آن، این شرط الزامی نیست و وجود دارند نسخی که شادی آورند.
چلکووسکی تعزیه را به مثابه تنها نمایش ( درام ) بومی ارائه شده‌ی در ایران را چنین تعریف می کند:
« تعزیه ایران نمایشی آیینی است که قالب و مضون آن سنن مذهبی ریشه دار متأثر است. این نمایش، اگر چه در ظاهر اسلامی، اما قویاً ایرانی است، که در اصل ار میراث خاص سیاسی و فرهنگی خود ملهم است. ویژگی این نمایش آن است که صراحت و انعطاف را با حقایق کلی در هم می‌آمیزد و با یگانه ساختن هنر عامیانه ی روستایی و شهری بود.هیچ مرزی میان صورت ازلی و انسان، ثروتمند و فقیر، فرهیخته و ساده، تماشاگر و بازیگر باقی نمی‌گذارد. بلکه هر یک شریک و غنا بخش دیــــگری است.» ( چلکووسکی،1384: 7 )

2-1-1ریشه تاریخی و مذهبی تعزیه
همان گونه که در مقدمه نیز ذکر شد تعزیه در سیر زمانی طولانی و بستر جامعه کم کم شکل پذیرفته است، از اولین جوشش های پدید آمدن آن در تاریخ ایران می توان در کتاب کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران جست و جو کرد که”عزآلدین علی بن الاثیر”این چنین آورده است:« در دهم محرم این سال ‍(352) معزالدوله دیلمی به مردم دستور داد که برای حسین علی دکانهایشان را ببندند و بازارها را تعطیل کنند و خرید و فروش نکنند و نوحه بخوانند و جامعه های خشن و سیاه بپوشند و زنان موی پریشان و روی سیاه کرده و جامه چاک زده، نوحه بخوانند و در شهر بگردند و سیلی به صورت بزنند و مردم چنین کردند. سنیان به سبب زیادی شیعیان و نیز بدان سبب که پادشاه با ایشان بود، قدرت نداشتند که مانع این کار شوند.»(مسکوب،1350: 88 )
از آنجا که تعزیه از فرهنگ شیعی اسلامی و ایرانی شکل گرفته است می توان ریشه های آن را در تاریخ ایران قبل از اسلام نیز یافت ازجمله درآیین سوگ سیاوش که برخی از نظریه پردازان ایرانی مانند احسان یارشاطر ،بهرام بیضایی و..اشاره نموده اندواین آیین آنگونه که “ابوبکر محمدبن جعفرالنرشخی” در تاریخ بخارا یاد کرده ا ست قدمت بسیار داشته است؛«… و اهل بخارا برکشتن سیاوش سرودها را کین سیاوش گویند و ابن جعفر گوید که از این تاریخ سه هزارسال است…» (ملک پور،1366: 11)
در مورد آغاز اجرای مراسم شبیه خوانی(به شکل نمایشی آن ) ، گرچه نظرات گوناگون تاکنون عرضه شده ، اما با توجه به اسناد و مدارک که بیشتر همان ثبت مشاهدات سیاحان فرنگی باشد، می توان چنین برداشت کرد که مقدمات شبیه خوانی در دوره صفویه فراهم آمده، نخستین تجارب در دوره ی زندیه آغاز گردیده، و بالاخره ، ساختمان کامل نمایشی آن در دوره ی قاجاریه شکل پیدا کرده است.بدون شک، مهم ترین سفرنامه ای که در دوره ی صفویه نوشته شده متعلق به “ژان شاردن”، سیاح فرانسوی است که در فاصله سالهای 1664 تا 1677 میلادی دوبار به ایران سفر کرده و حاصل مشاهدات خود را به طور مفصل در سفر به ایران و هندشرقی آورده است.اما در سفرنامه مفصل شاردن، اگرچه راجع به مراسم عزاداری اشاراتی یافت می شود، اما از اجرای مراسم “شبیه خوانی” نشانی نمی یابیم. نخستین یافته ای که از اجرای نوعی از مراسم شبیه خوانی می توان یافت در دوره زندیه است که متعلق به ویلیام فرانکلین است، در سال 1786میلادی و مقارن با حکومت زندیه به ایران سفر کرده است. این سیاح انگلیسی طی هشت ماه اقامت در ایران، حاصل مشاهدات خود را در سفرنامه ای تحت عنوان مشاهدات سفر از بنگال به ایران، ثبت کرده است.فرانکلین ضمن توضیح “واقعه محرم” و “فاجعه کربلا”، یکی از نخستین مدارک اجرای مراسم شبیه خوانی را دراختیار ما قرار می دهد. سند اول راجع به صحنه آرایی محل اجرای مراسم است که شبیه به صحنه آرایی های شبیه خوانی است:« در یکی دیگر از نمایشها، بارگاه یزید خلیفه نشان داده می شود که برتختی زیبا نشسته و اطرافش را محافظین متعدد احاطه کرده اند و در کنار او سفیر اروپایی … قرار دارد.و سپس به دنبال این مطلب، به ذکر مجلس عروسی قاسم جوان پرداخته که شکل اولیه ی مراسم شبیه خوانی را دارد:« یکی از مؤثرترین صحنه هایی که به نمایش گذارده می شود.صحنه ی عروسی قاسم جوان، پسر امام حسن(ع) و برادر زاده حسین، با دختر حسین(ع) است. این ازدواجی که هرگز به فرجام نمی رسد زیرا قاسم در روز هفتم محرم، در کنار رود فرات به شهادت می رسد. در این نمایش به پسربچه ای، لباس عروسی زنانه می پوشانند و او را به شکل نوعروسی جوان در می آورند. این پسر توسط زنان خانواده که نوحه سرائی می کنند احاطه شده است و در این نوحه سرائی سرنوشت دلخراش شوهر او را که توسط بی دینان به وجود آمده است بازگو می کنند. جدائی بین این نو عروس و شوهرش نیز نشان داده می شود و به هنگامی که شوهر جوان به صحنه نبرد می رود. زن به مءثرترین وجه، ناراحتی خود را نشان می دهد و وقتی شوهر ترکش می کند، زن کفنی به وی هدیه می کند و آن را به دور گردنش می بندد. با نشان دادن این صحنه، تماشاچی ها به شدت متاثر می شوند و به شدت به شیون و زاری می پردازند و یزید و تمامی کسانی را که در قتل عام خاندان پیامبر دخالت داشته اند، به شدیدترین وجه مورد لعن و نفرین قرار می دهند.»( فرانکلین، 1358: 18)
در همین رهگذر به دوره قاجاریه که برسیم، انبوه اطلاعات، مدارک و نوشته های ادبی و تاریخی، خاطرات و تصاویر بی شمار می یابیم. زیرا انبوه این اطلاعات نشان می دهد که شبیه خوانی در دوره ی قاجاریه شکل نهایی نمایشی خود را پیدا کرده و به اوج بی مثالی می رسد، مخصوصا مقارن با حکومت پنجاه ساله ی ناصرالدین شاه و تاسیس ” تکیه دولت” به عنوان نخستین تماشاخانه ی عمومی ایران، می توان این جمع بندی را کرد؛ مقدمات شکل گیری شبیه خوانی در دوره ی صفویه انجام شد، نخستین تجارب در دوره ی زندیه آغاز گردید، و بالاخره شکل متکامل نمایشی آن در دوره ی قاجاریه پدیدار می گردد.

2-1-2 شکل گیری تعزیه
برای بررسی شکل گیری تعزیه با نگاهی به کتاب نقش پوشی در شبیه خوانی اثر محمدحسین ناصربخت، می توان از دو منبع نام برد یکی مرثیه خوانی و دسته گرادنی در ماه محرم نام برد که آغاز این منبع از دوران دیلمیان شکل گرفته و در دوره صفویه به دوران اوج خود می رسد و از سویی دیگر ادبیات مذهبی که مکتوب شده بود در به وجود آمدن تعزیه نامه تاثیر بسیاری داشته است؛ این گونه که شبیه خوانی برای شکل گیری از دو منبع اساسی یکی “مقتل”ها و روایات مذهبی، به ویژه با به طبع رسیدن “روضه الشهدا” توسط “کمال الدین حسین بن واعظ کاشفی سبزواری” معروف به “ملاحسین کاشفی” و حماسه های مذهبی و مرثیه سرایی سود برده است وآن منبع دیگر دسته های عزاداری ؛ شبیه های اولیه ، همچون حمل نعش و گهواره علی اصغر و حجله ی قاسم بن علی(ع) به تدریج تبدیل به بازسازی صحنه های ابتدایی واقعه گردید و در گسترش این مراسم ها، آرام آرام از دل آن ها نمایش های کوچک مستقلی بیرون آمد، تکامل یافت و تا جایی رشد نمود که سرانجام در دوران حکومت سلسله زندیه اولین اجرای کامل از یک واقعه ی مستقل نمایشی در این شیوه گزارش گردید. در قسمت شکل گیری ادبیات نمایشی تعزیه نامه ها باید افزود که برای ذکر منبع ادبیات مذهبی تعزیه باید به حماسه سران مذهبی اشاره ی بیشتری نمود. ملک پور این گونه توضیح می دهد:« با روی کارآمدن دولت صفویه در قرن دهم هجری (907 ه.ق) و رسمیت یافتن “تشیع” و همین طور ، نزدیکی حاکیمت و دیانت ، جریان سرودن این اشعار مذهبی و به نظم داستانی درآوردن واقعه ی کربلا گسترش عظیمی می یابد. به طوری که “مرثیه سرایی” و “مدح ائمه دین” در شعر معمول گردیده و خود بدل به یک جریان ادبی می شود. و دیگر آن که “حماسه های دینی” نخستین عامل داستانی را دراختیار سوگواری ها قرار داد،. این حماسه ها ، گوناگون و تاثیرات مختلفی هم داشتند، که از میان آنان می توان به دو اثر که اشتهار بیشتری هم دارند اشاره کرد. نخست از خاوران می توان نام برد که متعلق است به “مولانامحمدبن حسام الدین” مشهور به “ابن حسام” از شعرای قرن نهم. تاریخ ختم منظومه سال 830هجری قمری، و موضوع اصلی آن، شرح غزوات حضرت علی (ع) است و سفر ایشان به خاوران و جنگ با قباد پادشاه خاورزمین و وقایع خیالی دیگر. اثر دیگر، حمله حیدری است که راجع به زندگانی حضرت محمد(ع) و حضرت علی(ع) است.داستان این منظومه ، بعثت پیامبر تا پایان خلافت علی و ضربت خوردن و وفات ایشان را دربرمی گیرد.»(ملک پور:1366، 23)
بنابراین ، می توان چنین نتیجه گرفت که با به نظم درآوردن داستانی از واقعه ی کربلا از سوی شاعران و جریان گرایش به سوی “نقش سازی” در روضه خوانی و مراسم سینه زنی و عزاداری، زمینه را جهت پدیدارشدن یک نمونه کامل تظاهر نمایشی – دینی فراهم ساخت که هنر شبیه خوانی باشد.
برای توضیح بیشتر شکل گیری متن ادبی تعزیه نامه می توان افزود؛ عنایت الله شهیدی در کتاب پژوهشی در تعزیه و تعزیه خوانی ، این منابع را به طور کلی به سه دسته تقسیم کرده است: الف)مقتلها و سوگنامه های داستانی و نقالی عامیانه به نظم و نثر ب) منظومه های نیمه نمایشی که شامل مرثیه ها و سوکچامه ها ی عامیانه و تعزیه گونه ی حد فاصل بین شعر نمایشی و مرثیه، به معنی خاص اند. پ) حماسه های مذهبی.(شهیدی،1380: 499)

2-1-3 انواع تعزیه
بر اساس آنچه شهیدی در کتاب پژوهشی در تعزیه و تعزیه خوانی، از نظر موضوع و مضمون و نوع یا ساختمان واقعه به سه دسته تعزیه ها راتقسیم بندی کرده است؛ به این صورت می توان بیان کرد:
از نظر موضوع:
الف) وقایع کربلا و مصائب خاندان پیامبر : موضوع تعزیه هایی مانند تعزیه های شهادت امام حسین(ع) ، شهادت حضرت عباس، شهادت حضرت علی(ع) ، شهادت امام رضا(ع) . . . نخستین تعزیه ها موضوعشان فقط واقعه کربلا بود. این تعزیه نیز در یک یا دو روز( عاشورا یا تاسوعا ، عاشورا) به نمایش درمی آمد. رفته رفته برای هر بخشی از واقعه کربلا تعزیه های مستقل و جداگانه ای ساختند، و هر یک از آنها را در یکی از روزهای دهه اول محرم برگزار می کردند. با این همه ، از سوکنامه ها و پاره ای اسناد و مدارک تاریخی و مذهبی چنین برمی آید که برپایی مجالس تعزیه منحصر به واقعه کربلا نبوده است، بلکه در برخی از روزهای سوکواری غیر از محرم نیز مانند بیست و یکم رمضان(شهادت حضرت علی) و بیست و هشتم ماه صفر(رحلت پیامبر(ص) و شهادت امام حسن(ع) و . . . مجالس تعزیه یا مجالسی شبه تعزیه، برپا می کرده اند. بعدها، تعزیه های شهادت به تدریج گسترش و تحول یافتند، به این نحو که هم مجالس تازه ای از مصائب امامان و خاندان پیامبر ساخته شد و هم تعزیه های اصلی و قدیم توسعه و شاخ و برگ پیدا کرد. تعزیه های تغییر و تفصیل یافته شهادت را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
تعزیه های تازه شهادت: تعزیه های تازه ای که تعزیه نویسان از زندگی و مصائب خاندان پیامبر و وقایع مربوط به آنان ساختند، مانند: ” وفات حضرت زینب” ، ” شهادت قاسم ثانی”

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تعزیه های تفصیل و تفریع یافته: تعزیه هایی که از شرح و بسط یافتن موضوع تعزیه های اصلی و قدیم شهادت پدید آمدند، مانند: ” شهادت مسلم” و ” طفلان مسلم”
تعزیه هایی با مضامین افزایش یافته: تعزیه هایی که از افزودن بعضی وقایع و مضامین تازه به موضوع های اصلی تعزیه های قدیم، بی آنکه نام و عنوان تعزیه ها تغییر کنند، یا به صورت چند تعزیه جداگانه درآیند، پدید آمدند.
ب) داستان ها و قصه های تاریخی و مذهبی: تعزیه هایی که موضوع آنها قصه ها و داستانهای تاریخی و مذهبی است، مانند: “جنگ خندق” ” جنگ خیبر” ” یوسف و زلیخا” و ” آتش انداختن ابراهیم خلیل”. این تعزیه ها نیز به تدریج به دو صورت گسترش و تکامل یافتند: یکی این که تعزیه های تازه ای از قصه هاو داستانها ی گوناگون ساخته شدند؛ مثل تعزیه های ” سلمان فارسی” ، ” ابوذر غفاری”، ” زن نصارا و ابراهیم خلیل” و . . . و دیگر این که تعزیه های قدیم شرح و تفصیل یافتند و برخی از آنها که ظرفیت داستانی و نمایشی بیشتر داشتند به صورت چهار یا پنج مجلس جداگانه درآمدند.مثلا تعزیه ” یوسف و زلیخا” در آغاز فقط شرح داستان یوسف تا واقعه ی به چاه افتادن او بود، بعدها شرح رفتن آن حضرت به مصر و حوادث پس از آن نیز به تعزیه قدیم افزوده شد. این تعزیه در سه چهار مجلس جداگانه و به شکل یک مجموعه درآمد. هر یک از این مجالس را جداگانه می خواندند.
پ) افسانه ها و اساطیر: تعزیه هایی که موضوع آنها مجموعه ای از افسانه های تاریخی، مذهبی، ملی و گهگاه اسطوره ای است، مانند تعزیه ” شست بستن دیو” ” بثرالعلم” ” جابلقا و جابلسا” ” شاه شمس” ” لیلی و مجنون” ” منصور حلاج”
ت) اعتقادات و آداب و رسوم: موضوع این تعزیه بیشتر براساس اعتقادات و باورها و آداب و رسوم مذهبی است. مانند: تعزیه ” قانیای فرنگ” ” عاق والدین” ” حوض کوثر” ” زوار غریب امام رضا” ” صحرای محشر” …

از نظر مضامین: تعزیه را از نظر مضامین نمایشی می توان به سه دسته تقسیم کرد:
الف) تعزیه های غم انگیز: تعزیه های شهادت و تعزیه هایی که وقایع غم انگیز را بیان می کند، مانند: تعزیه “شهادت امام(ع)” ” شهادت مسلم” ” وفات حضرت زهرا”
ب) تعزیه های شادی بخش: تعزیه های کمابیش شاد و فرح انگیز یا طنزآمیز و مضحک و انتقادی. مانند: ” عروسی حضرت زهرا” ” عروسی قریش” ” ابن ملجم” ” مالیات گرفتن جناب معین البکا” و بعضی تعزیه های خروج مختار.
پ) تعزیه های حماسی و عاشقانه و اخلاقی: مانند ” یوسف و زلیخا” ” عاشق شدن دختر مصری به علی اکبر” ” شست بستن دیو” ” شیرافکن” ” مرد و نامرد” . . .
از نظر نوع یا ساختمان واقع: این تعزیه ها را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:
الف) تعزیه های اصلی: تعزیه هایی است نسبتا مفصل که از یک واقعه به صورت کامل به عنوان ” مجلس” ساخته شده است و مدت اجرای آن دو تا سه و گاهی تا پنج ساعت( مثلا تعزیه ” شهادت امام” در روز عاشورا) طول می کشد. موضوع این نوع تعزیه ها، در قدیم منحصر به واقعه کربلا و تعزیه های شهادت بود. بعدها تعزیه هایی هم که از قصه ها و داستانهای حماسی و تاریخی و مذهبی دیگر ساختند که در زمره تعزیه های اصلی درآمدند مانند تعزیه “یوسف و زلیخا” ” جنگ خندق”
ب) تعزیه های فرعی یا گوشه: تعزیه هایی هستند مختصر و کوتاه مدت که معمولا به تنهایی اجرا نمی شوند، بلکه با تعزیه های درخور خود ترکیب و تلفیق می شوند. مانند تعزیه” طفلان زینب” ” درویش کابلی” ” موسی و درویش بیابانی”. این تعزیه ها از لحاظ اجرا دو نوع اند: آنها که درضمن تعزیه های اصلی اجرا می شوند مانند:” طفلان زینب” و ” دویش کابلی” که اولی را معمولا درضمن تعزیه” شهادت علی اکبر” و دومی را در ضمن تعزیه” شهادت امام” می خوانند. دوم گوشه هایی که مقدمه و پیش درآمد تعزیه های اصلی اند و آنها را در اصطلاح ” پیش مجلس” یا ” پیش واقعه ” می نامند، مانند تعزیه ” موسی و درویش بیابانی” که پیش واقعه تعزیه ” شهادت امام” و ” تعزیه ” سلیمان و بلقیس” که پیش مجلس تعزیه” شهادت قاسم” است.
بعضی از گوشه ها که به صورت پیش واقعه یا پیش مجلس تعزیه های اصلی اجرا می شدند ؛ در پایان آنها بلافاصله صحنه تغییر می کرد و صحنه تعزیه های اصلی پدید می آمد؛ مثلا پس از تعزیه پیش مجلس” عروسی سلیمان و بلقیس”، مجلس تعزیه “شهادت قاسم” برپا می شد. اما بعضی گوشه ها که خود به صورت تعزیه مستقل اجرا می شدند، گهگاه درجریان تعزیه به تعزیه های اصلی گریز و گوشه می زدند. این گریز و گوشه زدن ها گاهی فقط جنبه اعلام و یادآوری داشتند( که آن را جبرئیل یا سروش اعلام می کند) ، لیکن گاهی صحنه کوتاهی از واقعه اصلی را نیز نشان می دادند. مثلا در تعزیه “قربانی کردن اسماعیل( چند بار جبرئیل یا سروش اعلام می کرد) ، لیکن گاهی صحنه کوتاهی از واقعه کربلا را یادآوری می کرد، و در تعزیه مثلا”هابیل و قابیل” جبرئیل گوشه ای از صحنه کربلا”تعدادی نعش ساخته شده را به حضرت آدم نشان می داد. در معدودی از گوشه ها که به صورت یک مجلس تعزیه مستقل اجرا می شد، ممکن بود در جریان تعزیه، تعزیه اصلی هم به صورت کوتاهی اجرا شود و دوباره تعزیه گوشه به جریان خود ادامه دهد. مثلا در تعزیه “بت پرست هندی” یا ” عباس هندو” ، تعزیه اصلی در واقع همین تعزیه است، اما در بعضی از نسخه های آن، در ضمن تعزیه، بخش کوتاهی از تعزیه “شهادت عباس” نیز اجرا می شود، و دوباره به موضوع و روال اصلی خود باز می گردد.

2-1-4 ویژگی های متون تعزیه
از آنجا که متون تعزیه در طول تاریخ اجرای آن به صورت مکتوب باقی مانده است و یک نمایش قراردادی است که قراردادها در بیشتر مجالس تعزیه به صورت مشترک وجود دارد ؛ تعزیه خوانان نیز سعی بر آن بوده اند، نسبت به این قراردادها مقید باشند زیرا ارتباطی که تماشاگران تعزیه با این قراردادها داشته اند از بین نرود . این نکته باعث شده است بیشتر مجالس تعزیه و حتی می توان گفت تمامی مجالس تعزیه دارای ویژگی های مشترکی باشند ونیز در پس شکل گیری تعزیه در میان فرهنگ شیعی ایران حامل خصوصیاتی شده است؛در این قسمت چند مورد از این ویژگی ها را نام برده و توضیح مختصری می دهیم.
شعر : مبنای گفت و گوی تعزیه بر شعر است. یعنی متن آن از شعر ساخته و پرداخته شده است.
نقالی: نقالی هنری است که طی آن نقال شعری یا داستانی را با همه وجود و با استفاده از همه استعداد و اعضا و اندام خود برای جمعی نقل می کند.می توان دو روش مشخص نقالی را در تعزیه تشخیص داد؛ بیان غمناک آوازی در دستگاه های معین موسیقی ایرانی که مظلوم خوان ها به کار می برند و بازمانده نقالی مذهبی است و بیان غلوشده پر از طمطراق و تحرک و شکوه که اشقیا به کار می بردند و بازمانده ی نقالی حماسی است.( بیضایی،13 : 18)
سخنوری:سخنوری نوعی گفت و گوست که در قهوه خانه ها میان دو سخنور که با شعر صورت می پذیرد و در طی آن دقایقی در مدح اولیای دین بوجود می آید و فلسفه ی آن درابتدای شکل گیری رقابت میان شیعه و سنی بود.

از میان برداشتن فاصله با تماشاگر: تعزیه خوانان در میان تعزیه؛ تماشاگران را مورد خطاب مستقیم قرار می دهند و نیز توضیحاتی را در میان مجلس برای آن ها شرح می دهند و نیز نقش خود را به آن ها معرفی می کنند و نسبت به این شبیه ای که هستند اعلام براعت می کنند مخصوصا شبیه خوان هایی که شبیه مخالف خوان ها را برعهده دارند. از دیگر سو تعزیه در میان مردم خوانده می شود. سکویی در وسط محوطه ای که می تواند تکیه، بازار، میدان روستا یا شهر باشدو همه تعزیه خوانان روی صحنه اند. هر کسی به نوبت نقشش را ایفا می کند سوای کسانی که نباید پدیدار باشند مثل “جعفر جنی” فرشته” ” نکیر و منکر یا قاصد که به هنگام ایفای نقش از گوشه ای وارد میدان می شوند.این از لحاظ اجرایی تعزیه بود و از دیگر سو

عزاداری: تعزیه در حالیکه جنبه غنی نمایشی حیرت انگیزی را دارد که سخت دلپسند زیبا و باشکوه است ، جنبه خاص خود را که تعزیت داری بر مرگ عزیزان دین است کاملا حفظ می کند و از همین روست که دوستداران خاندان رسول هنگام تعزیه خوانی چه اشکها که نمی ریزند و چه بر سر و سینه ها که نمی زنند و چه ناله ها که نمی کنند.
ایمان و اخلاص: نویسندگان تعزیه ها عموما از امضا ذیل تعزیه هایی که نوشته اند خودداری کرده اند. تعزیه خوانان نیز بیشتر به اجر معنوی و پاداش آخرت چشم دارند.
توجه به مسایل سیاسی و اجتماعی زمان: در دوره صفویه تا زمان قاجاریه که دولتهای ایران و عثمانی به اشکال مختلف رقابت می کردند تعزیه خود وسیله ای برای مبارزه بود.
هماهنگی کامل بازی با متن: یعنی حالت و روش و رفتار تعزیه خوان منطبق است با موردی که در متن تعزیه جاریست. مثلا زمانی که مطلبی را بطرف بیان می کنند از حرکت دست و صورت نیز برای القای بیشتر آن استفاده می برند.
توجه دقیق به نکات روانشناسی: ایجاد صحنه ها ، داشتن صدای خوش ، دریافت نیاز مردم و انعکاس و تجلی بروز آن ، لعنت و نفرین به معاندین ، احترام به اواد و ذریه رسول اکرم ، تمسخر مخالفین در تعزیه های شادی آور و بروز اخلاص و ایمان صمیمانه.
از وسائل و امکانات مفید و مؤثر تبلیغاتی تشیع: در تعزیه های ایرانی همه جا از تشیع از حقانیت علی(ع) از لعن کسانیکه حق علی(ع) را غصب کرده اند و از مظلومیت حسین سخن گفته اند درمیان است.
پیوند با اسطوره های مذهبی و قصص قرآنی: در متن تعزیه ها ، اسطوره های غنی مذهبی از زندگی آدم گرفته تا حضرت آدم به صورت گوناگون مطرح اند. از قصص قرآن مجید نیز در پرداخت اشعار و حوادث و تشابه سود جسته است و این خود نیز از پیوند دیگری است میان تعزیه و مردم.
مکتبی برای آموزش اصول و مبانی دینی و اخلاقی و پرورش اتعداد و تاریخ مذهب: مکتبی بوده است که برای بروز همه استعدادهای ذوقی و هنری و نیز آموزش سمعی و بصری اصول مذهبی و اخلاقی و تاریخ مذهب.
نزدیکی فوق العاده با زندگی توده مردم: حوادثی که در تعزیه ها رخ می دهند و آنچه در وراء آنها می گذرد بی نهایت به زندگی توده مردم و گاه زندگی محروم طبقات شباهت دارند گوئی که هرچه تعزیه می گوید از زندگی آنهاست و برای آنها و به زبان آنهاست. همه نیاز های اولیه بشری اعم از خوراک و پوشاک و لوازم زندگی و خانه و سیر و سفر و جنگ و جدال در تعزیه ها وجود دارد. قهرمانانش به ساده ترین گونه ای زندگی می کنند و به ساده ترین وضعی نیاز خود و احساس خود و شوق و ترس خود را ابراز می دارند.
فروریختگی معیار مکان و زمان: از ویژگی های دیگر تعزیه ، فروریختگی معیار و مرز زمان و مکان و روشن بودن سرنوشت قهرمانان دربرابر بیننده است و نیز خودشان ، بیگانه با تسلسل تدریجی تاریخی و موقعیت زمانی و مکانی ، چه در تعزیه که همه قهرمانان به ویژه نانی که از اولاد و احفاد و یا فدائیان پیامبر و ائمه هستند ، سرنوشت خودشان را می دانند و نیک آگاهند که کشته خواهند شد و باوجود این بیمی ندارند. حوادث یکی بعد از دیگری رخ می دهند و پیش بینی ها یکی بعد از دیگری روی می دهند و هیچ کس از سرنوشت خود گریزی ندارد و جالب این است که در متن آن ، در عین حال باز مبارزه هست ، خدعه هست ، تلاش هست ، ستم هست و کوشش برای تغییر سرنوشت نیز وجود دارد ، سرنوشتی که در مجموع حوادث هرگز تغییر نمی پذیرد و گوئی از ازل رقم خورده است. در تعزیه “وفات حضرت پیغمبر” با وجودیکه آن حضرت هنوز در قید حیات است آینده نیز آشکار است.
زبان ویژه: تعزیه از زبانی خاص برخوردار است. زبانی بسیار ساده و عریان و درعین حال تند و مایه دار. در تعزیه مقصود هرگز اسیر لفظ نمانده است. و زبان تعزیه آنقدر ساده و طبیعی و دور از تکلف است که عامی ترین فرد آن را درمی یابد و ارتباط واقعی فیمابین خود و تعزیه از حیث محتوی و مایه و شیوه بیان احساس می کند.
پیوند با اسطوره های تاریخی و فرهنگی ایران زمین: تعزیه چه از حیث بافت شعری و تشبیهات و استعارات و کنایات و چه از حیث ترکیب مضامین و برخورد با حوادث و چه از حیث بیان مفاهیم و مسائل ، با بهره وری از اساطیری که در کتبی چون شاهنامه فردوسی به آنها اشاره شده و یا در متون ادبی کهن و سایر دواوین شعرا به نحوی مطرح و بیان شده ، کم و بیش با تاریخ و فرهنگ ایران زمین پیوند دارد.
2-1-5 تعزیه با ساختار روایی
تعزیه یک نمایش روایی است که«متن های آن از نظر روایت شناسی ویژگی های بدیعی دارد که بررسی آن نظام منسجمی را در برابر ما قرار می دهد. هر متن، روایت ویژه خود را دارد که اگرچه سراسر آن را پوشش می دهد، اما در حقیقت روایتی فرعی به شمار می آید که هسته ی روایی کل تعزیه را به شیوه های گوناگون در برمی گیرد. به عبارت دیگر، متن و به تبعیت از آن اجرای تعزیه، به شیوه روایت در روایت، یا نمایش در نمایشدر دو سطح معنا پیدا می کند. روایت های فرعی وجه تئاتری و نمایشی و روایت پایه و اصلی وجه آیینی تعزیه را بازگو می کند. تماشاگر تعزیه به هسته روایی آگاهی کامل دارد و جزء به جزء آن را می داند ، درصورتی که روایت های فرعی با تازگی ها و نکات ناشتاخته خود او را بیشتر جذب می کنند.»(اسماعیلی 161:1389)

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید