منشور اخلاقي
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد دامغان
دانشکده علوم پايه
پايان نامه (يا رساله) براي دريافت درجه کارشناسي ارشد در رشته زيست شناسي
گرايش فيزيولوژي جانوري
عنوان
بررسي اثرمصرف توام دانه هاي آفتابگردان، کدو و هندوانه بر حافظه و يادگيري در موش هاي سوري
استاد راهنما
دکتر غلامحسن واعظي
استاد مشاور
دکتر هومن شجيعي
نگارنده
معصومه توده خرمن
آبان ماه 1392
تأييديه هيأت داوران
سپاسگزاري:
با سپاس فراوان از استاد ارجمندم جناب آقاي دکتر غلامحسن واعظي و استاد گرامي جناب آقاي دکتر هومن شجيعي که با رهنمودهاي گرانبهايشان مرا در انجام اين پروژه ياري کردند.
فهرست مطالب
عنوانصفحه
چکيده1
فصل اول: کليات2
1-1 پيشگفتار2
1-2 فرضيه ها5
1-3 اهداف تحقيق5
1-4 هدف کاربردي5
1-5 ابزار گردآوري اطلاعات6
فصل دوم: مروري بر تحقيقات انجام شده7
2-1 مقدمه7
2-2 يادگيري و انواع آن8
2-2-1 نظريه سيناپسي در فيزيولوژي يادگيري و حافظه8
2-2-2 نظريه مبتني بر الکتروفيزيولوژي و تشکيل مدارهاي حافظه در فيزيولوژي يادگيري و
حافظه10
2-2-3 تفاوت حافظه کوتاه مدت و دراز مدت ازلحاظ فيزيولوژي10
2-2-4 تاثير عوامل مختلف برجريان فيزيولوژيکي يادگيري و حافظه11
2-3 يادگيري12
2-3-1 يادگيري ارتباطي12
2-3-2 يادگيري غيرارتباطي12
2-4 حافظه13
2-5 اکتساب و تثبيت حافظه13
2-6 به خاطرآوري14
2-7 تثبيت مجدد14
2-8 آناتومي و جايگاه تشريحي هيپوکامپ16
2-9 نقش هيپوکامپ در پردازش حافظه17
2-10 دستگاه (MWM) Morris water maze20
2-11 گياه آفتابگردان23
2-11-1 ترکيبات شيميايي24
2-11-2 خواص دارويي24
2-12 گياه هندوانه26
2-12-1 ترکيبات شيميايي27
2-12-2 خواص هندوانه27
2-13 گياه کدوحلوايي29
2-13-1 ترکيبات شيميايي30
2-13-2 خواص کدو و تخم کدو30
2-14 اثرات ويتامين A برحافظه و يادگيري32
2-15 اثر برهمکنش ويتامين D، کلسيم و تاثير آن برحافظه34
فصل سوم: مواد و روش ها36
3-1 نوع مطالعه36
3-2 جامعه آماري36
3-3 دلايل استفاده از سوري به عنوان مدل حيواني37
3-4 حجم نمونه و و گروه هاي آزمايش37
3-5 روش تهيه غذاي حيوان 38
3-6 دستگاه MWM39
3-6-1 حوضچه آب39
3-6-2 دوربين مخصوص تصويربرداري40
3-6-3 کامپيوتر40
3-6-3-1 سخت افزار40
3-6-3-2 نرم افزار40
3-6-4 روش کار با MWM41
3-6-4-1 مرحله سازش با محيط (Habituation)42
3-6-4-2 مرحله آموزش42
3-6-4-3 مرحله ارزيابي حافظه کوتاه مدت43
3-6-4-4 مرحله ارزيابي حافظه طولاني مدت43
3-6-5 آناليز آماري44
فصل چهارم: نتايج و بحث46
4-1 نتايج روند يادگيري46
4-1-1 زمان تاخيري تا رسيدن به سکوي پنهان46
4-1-2 مسافت طي شده تا سکوي پنهان48
4-1-3 سرعت رسيدن به سکوي پنهان50
4-2 نتايج روند حافظه کوتاه مدت52
4-2-1 زمان سپري شده توسط حيوان در اطراف ناحيه سکو52
4-2-2 مسافت طي شده تا ناحيه سکو53
4-2-3 سرعت رسيدن به ناحيه سکو55
4-3 نتايج روند حافظه طولاني مدت57
4-3-1 زمان سپري شده توسط حيوان در اطراف ناحيه سکو57
4-3-2 مسافت طي شده تا ناحيه سکو51
4-3-3 سرعت رسيدن به ناحيه سو59
فصل پنجم: نتيجه گيري62
5-1 نتيجه گيري67
5-2 پيشنهادات68
منابع69
چکيده انگليسي81
فهرست شکل ها
عنوانصفحه
شکل 2-1) آوران ها و وابران هاي هيپوکامپ16
شکل 2-2) دستگاه (MWM) Morris water maze20
شکل 2-3) گياه آفتابگردان23
شکل 2-4) گياه هندوانه26
شکل 2-5) گياه کدوحلوايي29
شکل 3-1) حوضچه آب39
شکل 3-2) دوربين مخصوص فيلم برداري41
شکل 3-3) ربع هاي دايره44
فهرست نمودارها
عنوانصفحه
نمودار4-1 نتايج حاصله از بررسي ميانگين زمان تاخير تا رسيدن به سکوي پنهان48
نمودار4-2 نتايج حاصله از بررسي ميانگين مسافت طي شده تا سکوي پنهان50
نمودار 4-3 نتايج حاصل از بررسي ميانگين سرعت رسيدن به سکوي پنهان52
نمودار4-4 نتايج حاصله از بررسي زمان سپري شده توسط حيوان در اطراف ناحيه سکو53
نمودار4-5 نتايج حاصله از بررسي مسافت طي شده تا ناحيه سکو55
نمودار 4-6 نتايج حاصله از بررسي سرعت رسيدن به ناحيه سکو56
نمودار 4-7 نتايج حاصله از بررسي زمان سپري شده توسط حيوان دراطراف ناحيه سکو در زمان پروب دوم
57
نمودار 4-8 نتايج حاصله از بررسي مسافت طي شده تا ناحيه سکو در زمان پروب دوم59
نمودار 4-9 نتايج حاصله از بررسي سرعت رسيدن به ناحيه سکو در زمان پروب دوم60
چکيده
يادگيري و حافظه از عالي ترين سطوح عملكردي دستگاه عصبي مركزي محسوب مي شود. عوارض و مشکلات اختلالات يادگيري و حافظه، بويژه حافظه، كه در شايع ترين نوع خود به صورت آلزايمر خود را نشان مي دهد، بر هيچكس پوشيده نيست. مطالعه توانايي هاي يادگيري و حافظه در حيوانات، براي راهکار هاي مناسب پيشگيري، بهبود و درمان مشکلات اختلال حافظه در انسان، از طريق رژيم غذايي مناسب، بخش عمده اي از تحقيقات را به خود اختصاص مي دهد. در اين مطالعه بررسي اثر مصرف توام دانه هاي آفتابگردان، کدو و هندوانه بر حافظه و يادگيري در موش هاي سوري مورد مطالعه قرار گرفت. بدين منظور در مدت زماني معيني بررسي در 70 سر موش سوري در 7 گروه آزمون با رژيم غذايي مشخص از انواع دانه هاي ذکر شده، در برابر 10 سر موش سوري در گروه کنترل با رژيم غذايي معمول موش هاي سوري، انجام شد. نتايج نشان داد: استفاده توام از دانه هاي آفتابگردان_كدو و هندوانه سبب تسريع در روند تقويت حافظه و يادگيري در موش_ هاي سوري شد. با توجه به اين بررسي و مطالعات پيشين مي توان نتيجه گرفت که مواد مغذي در اين رژيم هاي غذايي مي_ تواند بر روند يادگيري و حافظه مؤثر باشد.
کلمات کليدي:
موش هاي سوري، حافظه و يادگيري، دانه آفتابگردان، دانه کدو، دانه هندوانه.
فصل اول:
کليات
1-1 پيشگفتار
يادگيري و حافظه از عالي ترين سطوح عملكردي دستگاه عصبي مركزي 1محسوب مي شود. يادگيري يك پديده عصبي است كه طي آن موجود زنده از طريق تمرين رفتار خود را تغيير مي دهد در حالي كه حافظه به روند ذخيره سازي آموخته ها اطلاق مي شود. پديده هاي يادگيري و حافظه هم در سطح سلولي و هم در سطح رفتاري با يکديگر ارتباط بسيار نزديکي دارند. معضل و عوارض اختلالات يادگيري و حافظه، بويژه حافظه كه در خالص ترين نوع خود به صورت آلزايمر دامن گير بشريت شده است، بر هيچكس پوشيده نيست، به گونه اي كه مركز تحقيقات ملي سلامت در آمريكا در گزارشات سال 2000 خود از شيوع دامن_ گير اين پديده ابراز نگراني كرده و پيش بيني كرده است كه تا سال 2030 در كشور آمريكا به تنها يي 5/8 ميليون نفر درگيرآلزايمر و عوارض ناشي از آن باشند(1). از اين رو، مطالعات مختلف با تكيه بر طب گياهي به طور چشمگيري در اين زمينه افزايش يافته است.
يادگيري و حافظه دربرگيرنده تغييرات وسيع در ساختمان و عمل دستگاه عصبي مي باشد كه عمدتاً به سيناپس هاي درگير در مسير هدايت پيام ها و اطلاعات حسي در دستگاه عصبي منحصر مي شود. تغيير ساختماني شامل تغيير در تعداد سيناپس و تغيير در گستردگي غشاء پس سيناپي در محل تماس مي باشد و تغييرات فيزيولوژيك شامل تغيير در هدايت يوني غشاء هاي پيش و پس سيناپسي مي شود(2). نشان داده شده است كه حافظه كوتاه مدت با قشرمغز در ارتباط است و حافظه بلند مدت با دستگاه ليمبيك، اما با اين همه هنوز محل خاصي براي ذخيره حافظه مشخص نشده است زيرا با برداشتن قسمتهاي مختلف مغز حافظه به طور كلي از بين نمي رود(3). محققين براي بررسي حافظه كوتاه مدت در حيوانات، آنها را مجبور به انجام رفتار خاص مورد مطالعه مي كنند. ياد آوري اين رفتار خاص پس از گذشت يك دوره زمان، آزموني براي به خاطر آوردن آن وظيفه موردنظر (شرطي شده)، و در حقيقت حافظه بلندمدت مي باشد. مشخص شد در حافظه بلند مدت تغييرات ساختاري و پايدار در ساختمان دستگاه عصبي ايجاد مي شود(4). در فرايند يادگيري و حافظه كوتاه مدت تغييرات فيزيولوژيك به خصوص در بخش آزادسازي نورو_ ترانسميتر نقش كليدي دارد(5). در تقويت طولاني مدت تغييرات ساختماني بيشتر در بخش ايجاد سيناپس و گيرنده ها ايجاد مي شود بررسي اثر كافئين (6) فلفل سياه (7) شيرين بيان (8) زعفران (9) جوز هندي (10) و… بر حافظه و يادگيري در موش آزمايشگاهي همگي در راستاي نيل به هدف فوق طراحي شده اند.
تحقيقات بانک اطلاعات داروهاي گياهي و گياهان دارويي ايرطب نشان داد که تخم کدو داراي مصارف پزشکي فراواني مي باشد که از جمله مي توان به رفع تب و دل پيچه، علاج کننده سرطان پروستات و بر طرف کننده ورم پروستات و پيشگيري از سرطان ريه اشاره نمود .همچنين درمورد خواص پزشکي تخم آفتابگردان مي توان به درمان اسهال خوني، سردردهاي همراه با سرماخوردگي و… اشاره کرد(11). همچنين مطالعات دکتر نبي شريعتي نشان داد که تخم هندوانه به علت داشتن مواد معدني و ويتامين هاي فراوان باعث از بين بردن بيماريهايي نظير انواع سرطان ها بخصوص پوليپ آدنومي روده بزرگ، جلوگيري از آسيب DNA موجود در گلبول سفيد، کاهش بيماريهاي قلبي و اسپاسم هاي راه هاي تنفس مي گردد (12).
1-2 فرضيه ها
– قدرت حافظه و يادگيري مي تواند با مصرف آفتابگردان تقويت شود.
– قدرت حافظه و يادگيري مي تواند با مصرف تخم کدو تقويت شود.
– قدرت حافظه و يادگيري مي تواند با مصرف تخم هندوانه تقويت شود.
– قدرت حافظه و يادگيري مي تواند با مصرف توام تخم کدو و هندوانه تقويت شود.
– قدرت حافظه و يادگيري مي تواند با مصرف توام تخم آفتابگردان و کدو تقويت شود.
– قدرت حافظه و يادگيري مي تواند با مصرف توام تخم آفتابگردان و هندوانه تقويت شود.
– قدرت حافظه و يادگيري مي تواند با مصرف توام تخم هاي آفتابگردان، هندوانه و کدو تقويت شود.
1-3 اهداف تحقيق
مي خواهيم بدانيم که مصرف توام دانه هاي آفتابگر دان، کدو و هندوانه قدرت حافظه و يادگيري را در انسان بالا مي برد.
1-4 هدف کاربردي
هدف از اجراي اين طرح ارائه روش خدماتي و مغذي در صنعت خشکبار براي تقويت حافظه و يادگيري مي باشد.

1-5 ابزارگردآوري اطلاعات
اين مطالعه به صورت تجربي- توصيفي انجام مي شود و با مطالعه ي عوامل رفتاري مورد نظر اطلاعات جمع آوري مي شود.
فصل دوم:
مروري بر تحقيقات انجام شده
2-1 مقدمه
شواهد زيادي نشان مي دهد كه ويژگي هاي حافظه درطي زمان تغيير مي نمايد. حالت ديناميك و ناپايدار حافظه كوتاه مدت بدون نياز به ساخت پروتئين هاي جديد براي ثانيه ها تا ساعت ها دوام دارد .با گذشت زمان، اين حافظه در ساختارهاي مختلف مغز به شكل پايدار تثبيت مي گردد كه به آن حافظه بلند مدت
مي گويند. مطالعات نشان داده است كه اعمال شوك الكتريكي اندكي بعد از آموزش سبب آسيب به حافظه مي شود ولي بكارگيري اين شوك چند ساعت بعد از آموزش تاثيري بر آن ندارد. اينگونه اثرات وابسته به زمان پايه و اساس تئوري “تثبيت حافظه ” را كه امروزه به ” تئوري سلولي تثبيت ” حافظه معروف است تشكيل مي دهند. در سال 1968، Lewis و همكارانش اين تئوري را زير سوال بردند. آنها مشاهده كردند كه اگر چه اعمال شوك 24 ساعت بعد از آموزش نمي تواند سبب فراموشي آن شود ولي اگر قبل از اعمال شوك، حافظه تثبيت شده در طي عمل به خاطر آوري، مجددا فعال شود، فراموشي ايجاد خواهد شد، به عبارت ديگر ايجاد فراموشي منوط به فعال سازي حافظه تثبيت شده در طي عمل به خاطر آوري آن است. فعال سازي حافظه، مجددا آن را به وضعيت ناپايداري برگردانده و مي تواند طي يك فرايند وابسته به ساخت پروتئين مجددا تثبيت شود، به اين فرايند، تثبيت مجدد مي گويند.
شواهد زيادي وجود دارد كه بر نقش هيپوكامپ در يادگيري و فراخواني اطلاعات فضايي دلالت مي_ كنند. يكي از انواع مهم يادگيري فضايي مهارت ماز آبي موريس است2، الگويي كه براي بررسي نقش هيپوكامپ در حافظه مكاني به كار برده مي شود(16).
2-2 يادگيري و انواع آن
در تبيين يادگيري از ديدگاه فيزيولوژيک دو نظريه کلي وجود دارد که يکي از آنها تغييرات را در سطح سيناپسي و عوامل زيست شناسي مرتبط با آن در نظر مي‌گيرد و ديگري توجه خود را به تغييرات در مدارهاي نوروني معطوف داشته است. هر دو اينها به تغييرات فيزيولوژيکي توجه دارد، که در حين يادگيري در مغز و سلول هاي عصبي اتفاق مي‌افتند. اولين بار در سال 1961 بود که جيمز اندر توانست نورونها را به روش شرطي سازي عاملي حساس کند. شرطي شدن سلول عصبي يک حالت افزايش تحريک پذيري را در آن پديد مي‌آورد که ناشي از تغييرات در يون و فوريزاسيون پروتئين است.

2-2-1 نظريه سيناپسي در فيزيولوژي يادگيري و حافظه
درحالت عادي ارتباط بين سلول هاي عصبي را مي‌توان حالتي خاموش و بدون مصرف دانست. بدين معني که تعداد دندريت ها، تعداد فضاهاي بين سيناپسي، بند سلول، ضخامت آکسون و مانند آن در حالتي است که بدون مصرف بوده و در واقع مانع از عبور اطلاعات از سلولي به سلول ديگر مي‌شود. پيدايش تحريک سبب دگرگون شدن اينگونه خصوصيات در سلول هاي عصبي مي‌گردد و البته سيناپس تحريک شده مدتي بحال خود واگذاشته شود. اين شرايط به حالت اوليه برخواهد گشت.
بطورکلي در اين نظريه چنين عنوان مي‌شود که عبور جريان عصب ايجاد تکانه عصبي مي‌کند. سپس آنزيم درون نورون فعال مي‌شود. پس از آن تغييراتي در طرز تهيه پروتئين سلول پديد مي‌آيد و نهايتا الگوهاي هندسي خاصي در نورون ها پايدار مي‌شود. اصطلاح رد يا اينگرام را در تعريف و نمايش فرضي و فيزيک يک خاطره بکار برده‌اند. منظور از اينگرام اين است که حين يادگيري تغييراتي فيزيولوژيک يا زيست شيميايي در نورون اتفاق مي‌افتد. لشلي در جستجوي اينگرام به آموختن رفتارهايي به حيوان و سپس برداشتن قسمت‌هايي از مغز مبادرت ورزيد، وي کاهش پديد آمده در حافظه را نمي‌توان به عنوان از بين رفتن اينگرام ها دانست، بلکه اين امر تا حدود زيادي بخاطر انفعال و گسيختگي در فرآيندهاي حسي و حرکتي مغز بوده است.
پس از لشلي نظرها معطوف به ساختارهاي زيرين قشر مغز گرديد و در اين زمينه ساختارهايي مثل هيپوکامپ، استرياتوم و آميگرال به عنوان ساختارهاي اساسي مرتبط با حافظه کوتاه مدت مطرح شدند. هرچند در پستانداران و مخصوصا در انسان ديده شده است که ساختارهاي اخير در حافظه نقش دارند، ولي گفته شده است که جوندگان مي‌توانند پس از برداشته شدن قشر جديد (نئوکرتکس) و ساختارهاي اخير تشکيل حافظه دهند.
2-2-2 نظريه مبتني بر الکتروفيزيولوژي و تشکيل مدارهاي حافظه در فيزيولوژي يادگيري و حافظه
از زمان پاولف، فيزيولوژيست معروف روسي که يادگيري شرطي را مورد بررسي قرار داد، اين موضوع همواره مورد توجه بوده است که در جريان يادگيري شرطي به دنبال انتشار تحريک در قشر مخ يک ارتباط موقت بين ناحيه مربوط به محرک شرطي و ناحيه مربوط به محرک غير شرطي پديد مي آيد. اگر اين ارتباط تقويت شود بازتاب شرطي تثبيت خواهد شد و در غير اينصورت از بين رفته و خاموشي پديد خواهد آمد. يکي از تاثيرات يادگيري اين است که مدارهاي جديدي در مغز فعال يا باز مي‌شود.
از نظر الکتروفيزيولوژي امواج آلفاي مغز که با گشودن چشم مهار مي‌شوند، با پيدايش هر محرک جديد و ناشناخته مجددا پيدا مي‌شوند. علاوه بر اين ديده شده است که توجه کردن علاوه بر اينکه امواج آلفا را مهار مي‌کند، به پديد آمدن امواج تتا منجر مي‌شود و اصولا امواج تتا را به عنوان شاخصي براي فعاليت مغز حين يادگيري فرض کرده‌اند. همه اينها دال بر اين است که تشکيل حافظه و پيدايش اولين مدارهاي حافظه مبناي الکتروفيزيولوژيک دارد. فرآيند تثبيت و ايجاد رويا با طي مراحل عبور از حافظه کوتاه مدت و ضبط در حافظه دراز مدت انجام مي‌گيرد. اين فرآيند را تحکيم مي‌نامند. قطع فعاليت الکتريکي مغز به مدور شدن حافظه و آن هم در مراحل اوليه تشکيل حافظه مي‌انجامد.

2-2-3 تفاوت حافظه کوتاه مدت و دراز مدت از لحاظ فيزيولوژي
حافظه درازمدت که مطالب را به مدت زمان طولاني تري نگهداري مي‌کند و ظرفيت آن نامحدود است، مبناي زيست شيميايي دارد. به عبارتي اطلاعات در اين حافظه از تغييرات زيست شيميايي پديد آمده و نگهداري مي‌شوند. خاطرات دراز مدت بيشتر از خاطرات کوتاه مدت حفظ مي‌شود. بدليل وقت بيشتري که اين خاطرات براي پيوند يافتن با تعدادي از نواحي قشر مغز را داشته اند. هر چه تعداد ارتباطات بيشتر باشد شانس تماس با يک راه نوروني که به خاطره‌اي ختم مي‌شود بيشتر است. فراخواني مکرر يک خاطره موجب ثبات آن مي‌گردد. اين کار از طريق تحکيم اين تغييرات اوليه انجام مي‌شود، ذخيره سنتزي براي حافظه خوب، نقش اساسي دارد.
ارتباط دادن اطلاعات به معلومات قبلي که از حافظه دراز مدت به معاني بيشتر از حفظ بر حسب عادت مستلزم فعاليت رواني است. اين اطلاعات نسبت به اطلاعات حفظ شده بطور سطحي و بدون معاني و مفاهيم بتدريج از بين مي‌روند. حافظه کوتاه مدت که به حافظه کاري نيز معروف است و مدت زمان نگهداري اطلاعات در آن و همچنين ظرفيت آن محدود است. بر اساس داده‌هاي فعلي حافظه کوتاه مدت بيشتر بنيادي الکتروفيزيولوژيک دارد.

2-2-4 تاثير عوامل مختلف بر جريان فيزيولوژيکي يادگيري و حافظه
گفته مي‌شود حتي عوامل ديگري که موثر بر يادگيري و حافظه شناخته شده‌اند موجب ايجاد تغييرات فيزيولوژيک مي‌شوند. يکي از اين عوامل استرس است که تاثيرات عميقي روي يادگيري و حافظه دارد. معمولا شرايط استرس‌زا مانع از آن مي‌شود يادگيري کاملي اتفاق افتد و در زمان يادآوري از حافظه نيز استرس و اضطراب به عنوان عامل مداخله‌گر مانع بازيابي مطالب ياد گرفته مي‌شود (همان چيزي که سر جلسه امتحان اتفاق مي‌افتد) گفته مي‌شود در حين استرس ترشح آدرنالين مي‌تواند موجب تاثيرات متفاوتي روي يادگيري داشته باشد. در يک حد معيني از استرس که حد معيني از ترشح آدرنالين را سبب مي‌شود، استرس مي‌تواند موجب تقويت يادگيري شود. اما اگر استرس خيلي شديد باشد يادگيري مهار مي‌شود.
خلق و شرايط روحي شخص نيز تغييرات فيزيولوژيک ايجاد مي‌کند که با فرآيند يادگيري و عملکرد حافظه مرتبط هستند. به عبارتي يادگيري مطالب در حالت خوشحالي حافظه را تقويت مي‌کند و شخص در چنين حالتي بهتر مي‌تواند خاطرات را براي خود زنده کند. تغييرات خلق و خو نيز با ترشح برخي هورمون_ ها و تغييرات زيست شيميايي مرتبط بوده‌اند. حتي محروميتهاي محيطي، قرار نگرفتن در محيطي مساعد براي شکوفايي استعدادها نيز با تغييرات زيست شيميايي در مغز گزارش شده است. يعني افرادي که در محيطهاي داراي فقر اقتصادي، فرهنگي و کمبود امکانات براي يادگيري زندگي مي‌کنند، اغلب عملکرد يادگيري پايين تري دارند. براي اين عوامل نيز تغييرات فيزيولوژيک را شناسايي کرده‌اند.
يادگيري به معناي تغييرپايدار رفتار در اثر تجربه است، بنابراين هر گونه تغيير نسبتا دائمي ناشي از تجربه نوعي يادگيري محسوب مي شود.
2-3 يادگيري را مي توان از جنبه هاي مختلف تقسيم كرد. يكي از مدل هاي رايج، تقسيم يادگيري به دو نوع ارتباطي و غير ارتباطي مي باشد.
2-3-1 يادگيري ارتباطي:
به معناي توانايي برقراري ارتباط بين دو محرك و به عبارت ديگر توانايي برقراري ارتباط بين وقايع است.
2-3-2 يادگيري غيرارتباطي:
در اين نوع يادگيري پاسخ دهي موجود زنده به يك نوع محرك منفرد با خصوصيات مشخص تغيير مي كند. به عبارت ديگر تغيير پاسخ رفتاري در مواجهه با يك محرك مي باشد.
2-4 حافظه
حافظه توانايي به خاطر آوري دانسته ها و تجربيات فرد است. فرد اين توانايي را دارد كه تجربيات گذشته رادر ساختارهاي متفاوت مغزي وبا مكانيسم هاي متفاوت ذخيره كند و همچون خاطره اصلي به خاطر آورد.
حافظه انواع متفاوتي دارد كه در ساختار هاي متفاوتي از مغز ذخيره مي شود، ازجمله انواع حافظه عبارتند از:
1- حافظه اخباري يا صريح
2- حافظه غير اخباري يا مفهومي
حافظه اخباري، كه دستيابي و تشريح آگاهانه اطلاعات است. اين حافظه شامل دو نوع حافظه مي باشد:
حافظه Episodic : مربوط به وقايع و تجربيات شخصي فرد است.
حافظه Semantic: مربوط به دانش انسان از واقعيت ها است.
در حافظه غيراخباري تغييرات حركتي و رفتاري است كه در اثر تمرين و تكرار يا شرطي شدن ايجاد مي شود.
پردازش حافظه در چند مرحله صورت مي گير د كه عبارتند از: اكتساب، تثبيت، به خاطر آوري و تثبيت مجدد مي باشد.

2-5 اکتساب و تثبيت حافظه
اطلاعات حسي وقتي وارد دستگاه اعصاب شدند، به صورت حافظه كوتاه مدت (STM) در مغز ذخيره مي شوند، اين حافظه موقتي است و به راحتي دستخوش فراموشي مي شود. اما به تدريج اين حافظه كوتاه مدت به صورت پايدار و دائمي در مي آيد و تا روزها و سال ها دوام دارد و حافظه درازمدت نام
مي گيرد. تبديل حافظه كوتاه مدت به بلند مدت تثبيت حافظه نام دارد. شواهد زيادي اين تغييروابسته به زمان را ثابت مي كند. بعنوان مثال بكارگيري شوك الكتريكي تشنج زا (ECS) بلافاصله بعد ازيادگيري باعث فراموشي مي شود. ولي بكارگيري آن چند ساعت بعد از يادگيري در زماني كه حافظه تثبيت شده، تاثيري ندارد.

2-6 به خاطر آوري
Lewis و همكارانش در سال 1968 نظريه تثبيت سلولي را زير سوال بردن، آنها مشاهده كردند اگرچه اعمال شوك 24 ساعت بعد از آموزش نمي تواند منجر به فراموشي شود، ولي اگر قبل از اعمال شوك حافظه تثبيت شده در طي عمل به خاطر آوري مجددا فعال شود فراموشي ايجاد مي شود. به عبارت ديگر ايجاد فراموشي توسط شوك منوط به فعال سازي حافظه و به خاطر آور ي آن است. فرا خواني حافظه پديده اي ديناميك است به اين معني كه حافظه تثبيت شده كه طي يك فرايند به خاطر آوري مستعدآسيب شده، بايد دوره اي از پايدارسازي وابسته به سنتز پروتئين را بنام تثبيت مجدد طي كند(16).

2-7 تثبيت مجدد
نظريه تثبيت مجدد براي اولين بار در دهه 1960توسط Lewis مطرح شد ولي تا دهه اخير كار چنداني روي آن صورت نگرفته است. در مطالعات اخير نيز اختلاف نظر فراواني در مورد سازوكار تثبيت حافظه و تثبيت مجدد آن وجود دارد.
يكي از مهم ترين مباحث اين است كه دوباره فعال سازي حا فظه ايجاد يك شكل جديدي از حافظه را مي كند كه روند تثبيت را طي مي كند يا تثبيت مجدد شكل قديمي آن است. شواهد زيادي به نفع تثبيت مجدد حافظه مي باشد. بر طبق تئوري تثبيت شكل جديد حافظه، اگر بكارگيري عوامل آسيب رسان از جمله داروي آنيزومايسين در حيواني كه حافظه مربوط به ترس آن دوباره فعال شده باشداز فرايند تثبيت حافظه جديد جلو گيري كند، حيوان بايد بتواند حافظه اوليه و اصلي خود را همانند حيوانات كنترل اجرا كند، در حالي كه بر خلاف اين مسئله اتفاق مي افتد.
از طرف ديگر شواهد مطالعات مربوط به عوامل آسيب رسان نشان مي دهد كه فرايند تثبيت اوليه حافظه هفته ها طول مي كشد، و اگر دوباره فعال سازي حافظه ايجاد شكل جديدي از آن باشد بايد همان زمان براي تثبيت شكل جديد طول بكشد در حالي كه مدت زمان كوتاهي حداكثر تا دو روز براي تقويت يا اصلاح آن در شكل تثبيت مجدد ضروري مي باشد(17). همچنين مطرح شده است كه شكل اوليه حافظه هنوز وجود دارد، اما بكارگيري عوامل آسيب رسان در توانايي تكرار دوباره آن مداخله كرده اند، در مقابل اين نظريه، عدم بهبود خودبخودي (به خاطر آوري شكل اوليه حافظه با گذشت زمان ) در روش هاي مختلف آزمون مجدد حيوانات، اين نظريه مبني بر اين كه شكل اوليه حافظه هنوز وجود دارد را رد كرده اند. اگر چه بر اساس ادعاي ميلر معناي عدم بهبود خود بخودي اين نمي باشد كه ممكن است تاخيري در به خاطر آوري شكل اوليه حافظه وجود داشته باشد، اين ادعا به هر حال براي هر دو فرايند تثبيت و تثبيت مجد د مطرح مي باشد(18). ساد ه ترين مكانيسم پيشنهاد شده شكلي از بازگشت به وضعيت ناپايدار در تثبيت مجدد سلولي مي باشد كه دوباره فعال شدن سيناپس هاي تثبيت شده سبب ناپايداري آنها
مي شود(19).
2-8 آناتومي و جايگاه تشريحي هيپوکامپ
هيپوكامپ ساختاري هلالي شكل است كه همراه با شكنج دندانه اي و سابيكولوم تشكيلات هيپوكامپ را در كف بطن جانبي بوجود مي آورد . ساختار سه لايه اي آن، متشكل از لايه سلول هاي هرمي، مولكولي و پلي مورفيك مي باشد. ورودي هاي تشكيلات هيپوكامپ تحريكي هستند و از ميانجي گلوتامات براي انتقال اطلاعات استفاده مي كنند. اطلاعات شكنج دندانه اي از طريق مسير فيبر خزه اي كه شامل آكسون سلول هاي گرانولي شكنج دندانه اي است وارد CA3 شده و با سلول هاي هرمي سيناپس برقرار مي كند، و از آنجا به ناحيه CA1 مي رسد ، بعد از طريق مسير Schaffer Collateral به ناحيه قشري و زير قشري مي رود (البته مسير هاي ديگري هم در هيپوكامپ وجود دارد).

شکل2-1) آوران ها و وابران هاي هيپوكامپ
2-9 نقش هيپوکامپ در پردازش حافظه
هيپوكامپ به طور مستقيم در پردازش اطلاعات مربوط به فضا، زبان، ارتباط محرك ها و حافظه كاري و به طور غير مستقيم در همكاري با ساير اجزاء مغزي در بسياري از انواع حافظه نقش دارد. هيپوكامپ در تجزيه و تحليل و ذخيره سازي اطلاعات فضايي نقش مهمي را به عهده دارد بطوري كه با تخريب هيپوكامپ موجود توانايي كاوش فضايي خود را بطور دائمي از دست مي دهد(14).
شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد هنگام يادگيري و كاوش تغييراتي شبيه به (LTP) Long term potentiation اتفاق مي افتد. ساختارهاي لوب تمپورال مياني از جمله هيپوكامپ در آغاز مراحل ذخيره حافظه ضروري هستند، به مرور زمان حافظه در قشر نو ساكن و غير وابسته به اين ساختارها
مي شود .تئوري تثبيت حافظه پيش بيني مي كند كه هيپوكامپ يك نقش محدود به زمان در ذخيره حافظه دارد .از طرف ديگر چون آسيب هاي هيپوكامپ تاثيري روي حافظه هاي بر داشته شده از آن را ندارند، بنابراين يك هيپوكامپ دست نخورده و بي عيب براي ايجاد يك وضعيت ناپايدار هنگام به خا طر آوري حافظه نيز ضروري مي باشد .بنابراين، اين فعال شدن دوچيزراموجب مي شود، ايجاد يك شكل هيپوكامپي ناپايدار وتثبيت مجدد وابسته به سنتز پروتئين در هيپوكامپ و يا ايجاد يك وضعيت ناپايدار در قشر نو بطوريكه اين وقايع در لايه هاي قشري كه گيرنده هاي NMDA وجود د ارند اتفاق مي افتد كه در به روز شدن اطلاعات و حافظه نقش اساسي دارد و در اين ناپايداري در قشر، هيپوكامپ مداخله
مي كند (20) يكي از مدل هاي يادگيري براي سنجش نقش هيپوكامپ در كاوش فضايي، ماز آبي موريس است (21) بروز ضايعات در نواحي مغزي مانند هيپوكامپ، قاعده مغز پيشين، مخچه و قشر مغز سبب كاهش عملكرد در تست ماز آبي موريس مي گردد نكته حائز اهميت آن است كه قطع ارتباط بين بخش هاي يك ناحيه مغزي مربوط به يادگيري فضايي و عملكرد در تست ماز آبي موريس وابسته به هماهنگي عملكرد نواحي مختلف مغزي و سيستم هاي نوروترنسميتري مي باشد .آبي موريس دستگاهي براي تشخيص ضايعات هيپوكامپ درموش ها مي باشد. بنابراين نشان داده شده است كه اين ضايعات يادگيري موش ها را در تست سكوي پنهان ماز آبي موريس كاهش مي دهد .نكته قابل توجه آن است كه كاهش يادگيري فضايي در موش ها بستگي به حجم بافت اسيب ديده هيپوكامپ دارد .تحقيقات نشان داده است كه ضايعات پشتي هيپوكامپ اثرات شديدتري نسبت به ضايعات شكمي بر روي كاهش يادگيري فضايي ايجاد مي كند(22).
شواهد زيادي بر اهميت هيپوکمپ براي يادگيري، بازيابي، تثبيت وذخيره اطلاعات فضايي تاکيد دارند. ويشت و همکارانش هيپوکمپ را مسيري براي جمعبندي نشانه هاي مختلف معرفي کرده اند. اين جمع بندي حيوان را قادر مي سازد تا مکانش را با استفاده از اطلاعات بدست آمده از حرکتهاي قبلي خودش تخمين بزند. اين اطلاعات از چندين منبع مختلف مانند سيستم دهليزي گيرنده هاي عضلاني و مفصلي، مراکز حرکتي و تغيير مکان محرکهاي خارجي در هنگام حرکت حيوان بدست مي آيد (25) دو نقش براي هيپوکمپ در کمک به يافتن محل سکوي پنهان در Water Maze قائل شده اند:
Self-localization و Route reply. Self-localization به توانايي حيوان در تعيين کردن مکانش نسبت به يک هدف گفته مي شود. Route reply فرآيندي از حافظه است که به حيوان توانايي گرفتن رد حرکت قبليش را در همان محيط مي دهد. اين تواناييها ممکن است وابسته به ترکيب ميدان هايي فضايي هيپوکمپ و فرآيندLTP باشند(26). در سال 1982 Morris و همکارانش با استفاده از يکWater maze موش هاي صحرايي را آموزش دادند. پس از چند آزمايش، حيوانات طبيعي ياد گرفتن از ه جا که آزاد شدند، مستقيماٌ به طرف سکو شنا کنند. ولي به نظر مي رسيد که حيوانات دچار ضايعات هيپوکمپ بدون هدف شنا مي کنند، تا به سکو برخورد کنند(31).
نتايج حاصله، نشان داد که هيپوکمپ علاوه بر اينکه در حافظه جاري دخالت دارد، در حافظه دراز مدت براي جهت يابي هاي فضايي نيز دخيل است(27).
به طور کلي برخي حدس هاي مستدل در مورد نقش دقيق هيپوکمپ در حافظه عبارتند از:
1- هيپوکمپ و ساختارهاي مربوط (شامل آميگدال) ممکن است مانند يک نقشه از محل نگهداري حافظه ها، در قشر مغز باشند.
2- هيپوکمپ ممکن است راهنماهاي مربوط را انتخاب کند و توجه را از راهنماهاي نامربوط دور نمايد.
3- هيپوکمپ ممکن است اطلاعات درباره فضا و زمان وقوع وقايع مختلف را به صورت رمز درآورد.
2-10 دستگاه Morris water maze(MWM)
مطالعه در مورد توانايي هاي فضايي و يادگيري و حافظه حيوانات، بخش عمدهاي از مطالعات را به خود اختصاص مي دهد.اين سوال مطرح است که چگونه موش ها با استفاده از اطلاعاتي که از محيط خود بدست مي آوردند از محلي به محل ديگر مي روند؟

شکل 2-2) دستگاه Morris water maze(MWM)
حدود 25 سال پيش دستگاهي براي تحقيقات در مورد حافظه و يادگيري فضاي در آزمايشگاه طراحي شد. امروز از اين دستگاه بصورت وسيعي استفاده مي شود و بيشترين کاربرد را درآزمايشگاه هاي دارد که درباره علوم رفتاري کار مي کنند(28).
با استفاده از Morris water maze (MWM) به موش ها آموزش مي دهند که محل خاصي در فضا را تنها به وسيله راهنماهاي ديداري خارج از دستگاه پيدا کنند(29).
در اين روش آزمايش موش ها به آرامي در حوضچه هاي که تا حد مشخصي داراي آب است، رها مي شوند. يک سکو زير سطح آب (جنس سکو به گونه اي است که از سطح آب ديده نمي شود) در وسط يکي از چهار ربع دايره فرضي حوضچه قرار دارد. در اولين تجربه موش ها از محل سکو اطلاعي ندارند و فقط ممکن است موش ها در هنگام شنا کردن تصادفي به سکو برخورد نموده و بر روي آن بروند.
در هر بار آزمايش حيوان از يک موقعيت جديد رها ميشود، ولي محل سکو و موقعيت ماز در اتاق ثابت است، پس از مدتي موش هاي صحرايي ياد مي گيرند که از هرجايي که رها مي شوند، مستقيماٌ به طرف سکوي پنهان شنا کنند. چندين پارامتر براي تشخيص عملکرد موش ها به کار مي رود:
1- زماني که براي يافتن سکو در هر تجربه صرف مي شود. 2- مسافتي که طي مي شود تا موش سکو را بيابد. 3- مدت زمان و مسافتي که موش در هر يک از ربع دايره ها صرف مي کند اندازه گيري مي گردد (30).
مقايسه دستگاه Morris water maze(MWM)با مازهاي ديگر:
M.W.M به چنددليل نسبت به روشهاي سنتي ترمانند Radial-Maze و T-Maze برتري دارد: (31)
1- نحوه عمل در اين مازآبي بسيار ساده تر است بطوريکه با چند تمرين ساده مي توان بر آن تسلط يافت.
2- مي توان به آساني چندين پارامتر مستقل جهت يابي فضايي(مسافت، زمان، زاويه، جهت گيري و…) را اندازه گيري و ثبت نمود.
3- تمايز بين يادگيري فضايي (سكوي پنهان) و يادگيري غير فضايي (سكوي آشكار)‌ مهمترين مزيت آن است.
4- انگيزه دهنده هاي حسي سنتي مانند شوک هاي الکتريکي يا محروميت هاي غذايي ممکن است تفسير ما را در بررسي تاثير دارو مختل کند. اين انگيزه دهنده ها ممکن است براي حيوانات پير، آزاردهنده و يا مرگ آور باشد.
5- مي توان با تغيير روش آزمايش، مراحل و روند تشکيل حافظه (آموزش، تثبيت بخاطرآوري)و انواع حافظه از جمله حافظه جاري و حافظه مرجع را جداگانه مورد بررسي قرارداد.
6- تعداد زيادي حيوان را مي توان در دوره هاي کوتاه زماني مورد آزمايش قرارداد.
به هرحال نمي توان نسبت به يک سري معايب MWM نيز چشم پوشي کرد.
يکي از اصلي ترين معايب آن که بوسيله بسياري از مولفان گزارش شده است اين است که حيوان در يک محيط ناخوشايند قرار مي گيرد که ظاهرا فاقد راه فرار است فرو رفتن حيوان در آب و احساس اوليه گيرافتادن ممکن است باعث استرس قابل ملاحظه اي در اولين مرحله آزمايش شود. اگرچه استوارت و موريس پيشنهاد کرده اند که استرس را مي توان با حرارت مناسب آب به حداقل رساند. تغييرات اندوکرينولوژي ممکن است باعث تداخل در فرايند اکتساب شوند. براي کاهش اين نوع تداخلات استفاده از فرايند سازگاري به مدت کوتاه براي آشنايي حيوان پيشنهاد شده است(32).
2-11 گياه آفتابگردان:
هنگامي که از گياه آفتابگردان سخن به ميان مي آيد معمولا تخم آفتابگردان در ذهن تداعي
مي شود زيرا که همه ما با تخم آن آشنايي داريم، چه آنهايي که به مصرف تغذيه پرندگان مي رسد و يا خود از آن استفاده مي کنيم ولي تمام قسمت هاي اين گياه آفتاب پرست، از ريشه و ساقه و شاخه و گل آن گرفته تا مغز ساقه آن دراي خواص بسياري است(33).
سرخ پوستان آمريکا اين گياه را بخاطر تخم آن که به مصرف غذا مي رسد مي کاشتند و پرورش
مي دادند. آفتابگردان گياهي است يکساله و تا حدود سه متر رشد مي کند. گل آن درشت و زيبا و بقطر 35 سانتيمتر مي باشد. در وسط گل قرمز رنگ آن دايره اي قهوه اي رنگ وجود دارد که تخم هاي آفتابگردان دورتادور آنرا گرفته اند(34). اين گياه در اکثر نقاط دنيا وجود دارد. از تخم آفتابگردان روغن گرفته مي شود که اشباع نشده است و براي پخت و پز مناسب است(35).

شکل 2-3) گياه آفتابگردان
2-11-1 تركيبات شيميايي:
تخمه آفتابگردان بسيار مقوي است و دراي 24% مواد پروتئيني، 47% روغن ، 20% مواد هيدروکربن، 8% فسفر، 9% پتاسيم و به غير از اين مواد دراي ويتامين هاي A و B نيز مي باشد.
روغن تخم آفتابگردان دراي 70% اسيد لينوئيک و مقدري فسفو ليپيد و ويتامين D و آهن مي باشد بهمين دليل چربي خون را پائين آورده و کلسترول را تنظيم مي کند(36).
2-11-2 خواص داروئي:
اسانس گل آفتابگردان براي التيام زخم و پائين آوردن فشار خون بکار مي رود. اسانس برگ هاي آفتابگردان خاصيت ميکروب کشي دارد. در طب قديم ايران و در طب چيني از تمام قسمتهاي گياه آفتابگردان استفاده مي شود(37).
در مورد زير مي توان از اين گياه استفاده کرده و از خواص درماني آن برخوردار شد.
1) زنگ زدن گوش: مغز ساقه آفتابگردان را در آب جوش ريخته و مانند چايي دم کنيد و روزي سه فنجان از اين چاي بنوشيد.
2) تقويت معده و پائين آوردن فشار خون: 30 گرم برگ هاي خشک آفتابگردان را دم کنيد و سه فنجان در روز بنوشيد.
3) سرگيجه، ورم صورت ، آب آوردن بدن و تسريع زايمان: 20 گرم از گل هاي خشک آفتابگردان را در آب جوش دم کنيد و روزي سه فنجان از اين دم كرده را بنوشيد.
4) درد معده، بيماريهاي دستگاه ادراري، يبوست : 30 گرم ريشه خشک شده آفتابگردان را در آب جوش ريخته و مدت 5 دقيقه بگذاريد بجوشد يک فنجان از آن را سه بار در روز بنوشيد.
5) آرتروز و ورم پستان: هنگاميکه آفتابگردان گل مي دهد طبق گل ( قسمت پائين گل که مانند بشقابي است) را جدا كرده و در آّن انداخته آنقدر بجوشانيد که شيره چسبناکي باقي بماند و سپس اين شيره را روي مفصل هاي دردناک بماليد و ماساژ دهيد درد آرتروز برطرف مي شود. براي درمان ورم پستان در زنان شيرده طبق گل را هنگامي که گل دانه داده است جدا کنيد و در آفتاب خشک كرده و سپس تکه تکه كرده و بو ( سرخ کنيد ) دهيد. که کاملا قهوه اي شود و بعد آن را خورد كرده و اين پودر را در آب جوش که کمي شکر به آن اضافه كرده ايد ريخته و اين شربت را به مريض بدهيد تا شفا يابد.
6) اسهال خوني : براي درمان اسهال خوني تخم آفتابگردان را (به مقدار 30 گرم) در آب ريخته و حدود يک ساعت با حرارت ملايم بپزيد سپس آن را با نبات يا قند شيرين كرده و به مريض بدهيد.
7) سردردي که همراه با سرماخوردگي است: 30 گرم تخم آفتابگردان را در دو ليوان ريخته و بگذاريد بجوشد تا نصف ليوان آن باقي بماند و اين جوشانده را دوبار در روز بنوشيد.
8) بيماري فتق: 30 گرم ريشه تازه آفتابگردان را با آب وشکر قهوه اي بجوشانيد و جوشانده را سه بار در روز بنوشيد.
9) سنگ کليه: حدود يک متر از مغز ساقه آفتابگردان را در دو ليوان آب ريخته و بگذاريد آهسته و بملايمت بجوشد تا مقدر آن به نصف ليوان تقليل يابد آنگاه بمدت يک هفته و روزي يکبار آن را بوشيد تا از شر سنگ کليه راحت شويد.
10) زخم، بريدگي و جراحت: مغز ساقه آفتابگردان را بايد له کرد و مانند پماد روي زخم جراحت گذاشت که خونريزي را بند مي آورد و بهبودي را تسريع مي کند. سعي کنيد گياه آفتابگردان را در حياط خود بکاريد و از خواص درماني آن استفاده کنيد (38).
مطالعات اخير که نشان داده است که مصرف دانه آفتابگردان با توجه به مشتقاتي که در بالا اشاره شد مي تواند بر روي تقويت روند حافظه ويادگيري اثر داشته باشد(39).
2-12 گياه هندوانه:
هندوانه با نام انگليسيWatermelon گياهي است يکساله و داراي پايه ساقه خزنده و پيچک و داراي برگ هاي پهن با بريدگي هاي عميق مي باشد. گل هاي آن کوچک و زردرنگ است. ميوه آن گرد يا دراز پوست آن سبز رنگ و داخل آن قرمز مي باشد. تخمه هندوانه بر حسب انواع مختلف آن ممکن است سياه، قرمز، سفيد و يا زرد باشد. اصل اين ميوه از هندوستان بوده‌است چنان که از ريشه کلمه (منسوب به هندوان) برمي‌آيد. گونه کامل‌تر نام آن “خربزه هندوانه” بوده‌است. هندوانه پس از آمدن به ايران به عربستان راه يافت و از آنجا به اندلس رسيد و از اندلس به ناحيه‌هاي ديگر اروپا رسيد. در گذشته به اين ميوه تربوزه مي‌گفته‌ اند که هم اکنون در افغانستان و تاجکستان به هندوانه تربوزه گفته مي‌شود. هم اکنون هندوانه در شهرهاي شمالي ايران و شهرهاي استان خوزستان و کرمان و در استان فارس شهرستان اقليد بصورت وسيع کاشت مي شود. ريشه کلمه هندوانه از کلمه



قیمت: تومان


پاسخ دهید